خاطرات
منم مجبور شدم مدرسه رو با دوستانی که خیلی دوستشون داشتم ول کنم ![]()
در مالزی وقتی رفتیم مدرسه ایرانیها که اسمم رو بنویسیم گفتند فعلا جا نداریم و ممکنه بعد از عید جا داشته باشیم ![]()
خلاصه این طوری شد که من دو ماهی تا عید رو مدرسه نرفتم تا بعد از عید بریم و ببینیم جا دارند یا نه![]()
خداحافظ![]()
آخه خیلی مشغول بودم و خیلی مسائل برام پیش آمد که حالا یکی یکی براتون تعریف می کنم![]()
خداحافظ![]()
ضرب چه قدر آسان است ![]()
من که برام خیلی آسان![]()
فقط باید بخونی![]()
ولی واقعا آسان است![]()
من که خیلی خوندم![]()
خداحافظ![]()
خدا را شکر خیلی راحت بود![]()
فقط دعا می کنم که همه را ۲۰بشم![]()
من خیلی خوندم اما یک دفعه سر امتحان هول می کردم![]()
دعا کنید ۲۰ بشم ![]()
خداحافظ![]()
خیلی خیلی سخت است![]()
من کار می کنم می خوانم ولی بلد نمی شوم سخت![]()
تازه ما توی ضرب سه هستیم ![]()
هر چه بالا تر می روم سخت تر می شود![]()
خداحافظ![]()
چه قدر راحت افتاد هیچ دردی نداشت ![]()
من که خیلی خوش حال شدم وقتی افتاد![]()
من که اون لحظه ترسیدم![]()
ولی بعدش راحت شدم![]()
من هفتمین دندانم بود که افتاد![]()
برای همین هر دفعه راحت تر می شود![]()
خداحافظ![]()
من خیلی درد می کشم هر کاری می کنم نمی تونم که کاری کنم بیافتد![]()
چیکار باید بکنم به نظر شما ها![]()
من که خیلی خسته شدم![]()
با این که دندان خودم است ولی جرات ندارم که بکشمش![]()
خداحافظ![]()
من خیلی دوست دارم مدرسه ها زودتر باز شود ![]()
چون هم دوست هایم را می بینم و هم معلمم را می بینم و هم سواد یاد می گیرم![]()
من امسال کلاس سوم دبستان می روم![]()
دعا می کنم امسال هم دوست های خوب برای خودم انتخاب کنم و موفق باشم ![]()
خداحافظ![]()
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. ![]()
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. ![]()
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده ![]()
من وقتی این داستان را خوندم دلم خواست مثل اون دختره درستکار باشم تا آرامش داشته باشم.![]()
خداحافظ ![]()
من خیلی ضعف کرده بودم![]()
اما دیدم که فقط یک ساعت مانده![]()
ولی یک بار یک سبزی گزاشتم دهنم یک دفعه متوجه شدم که روزه ام سریعی درش آوردم![]()
خداحافظ![]()
ببخشید دیر شد ![]()
سعی می کنم تمام خاطراتم را برایتان بنویسم![]()
جای شما خیلی خالی بود![]()
کم کم برایتان می نویسم![]()
خداحافظ![]()
نمی توانم برایتان مطلب بنویسم![]()
ولی سعی می کنم بنویسم![]()
ولی قول می دهم رسیدیم زود بنویسم![]()
خداحافظ![]()
هر چقدر دختر زرنگ و درس خوانی باشیم![]()
روز گرفتن کارنامه استرس زیادی داریم![]()
روز ۱۳ خرداد با مامان وبابا به مدرسه رفتیم![]()
همین که در دفتر کارنامه را با یک لوح به مامان دادند![]()
زود گرفتم و نگاهی به نمرات و معدل کردم و یک جیغ بامزه کشیدم![]()
تصویر کارنامه و لوح را در وبم می گذارم تا بدانید چرا جیغ کشیدم![]()
جایزه بزرگ مامان و بابا را بعدا برایتان می گویم![]()
خداحافظ![]()


هی با انگشت و زبانم تکانش می دادم تا بیافتد![]()
ولی اذیتم می کرد واز دهانم خارج نمی شد ![]()
اگه داداشم بود برام آرام می کشید![]()
ولی بابام باشوخی می گفت انبر را بیاور تا دندانت را بکشم![]()
این مشکل دندان مرا غمگین کرده بود ![]()
تا این که یک تکه کیک خوشمزه به دادم رسید![]()
تا کیک را گاز زدم دندانم با تشریفات ویژه افتاد![]()
خوش حالم که به انبر بابا احتیاج نداشت![]()
امیدوارم دندان لق شما با شیرینی کیک بیافتد نه با دندان پزشک و انبر![]()
خداحافظ![]()
سه تا ستاره در دستم افتاد
بودند آن ها بسیار زیبا یک دانه اش را دادم به بابا![]()
آن دیگری را دادم به مامان دیدم که مانده یک دانه دیگر![]()
آن را به بالا پرتاب کردم این کار ها را در خواب کردم![]()
احسان قبل از رفتن به مالزی


احسان در مالزی

مسجد سلطان احمد



قبلا گفته بودم در آنجا ملیکا دوستم را دیده بودم این هم ملیکا

راستی ما آنجا به جزیره پرنسس هم رفتیم خیلی قشنگ بود و با کالسکه دور جزیره را گشتیم

ما به آکواریوم رفتیم آنجا مثل جزیره پرنسس خیلی قشنگ بود و پر از ماهی بود

دوهفته پیش بلبرونش بود![]()
همه عمه های من اون جا بودند![]()
حتی ستایش کوچولو و ریحانه خانم هم اون جا بودند![]()

اون ها دختر عمه های من هستند ![]()
ستایش یک سال نیمش است و ریحانه سه سا لش است![]()



من اون ها را خیلی دوست دارم![]()
چون که از همه دختر عمه ها کوچکتر هستند![]()
من همیشه آن ها را می بوسم![]()
من همه بچه های دنیا را دوست دارم چون که بچه ها خیلی نازن![]()
خداحافظ![]()
راستش احساس خانمی به من دست داد و از مامان خواهش کردم اجازه دهد کتلت این بار را من درست کنم![]()
مواد لازم: گوشت چرخ کرده - پیاز را رنده کردم- مقداری نمک زدم- یک کوچولو پودر سیب زمینی و آرد نخودچی![]()
راستی دوتا تخم مرغ یادتون نره![]()
حالا کیف داشت دستمو شستم هم زدم هم زدم این بهترین قسمتش بود![]()
بعدش یک مقدار از مواد را در کف دستم گرد کردم آرام گذاشتم و صاف کردم![]()
چه جالب کف دستم کوچک بود تعداد کتلت ها زیاد شد
وقتی آماده شد بابام یکدونه خورد و ذوق کرد
اگر به کسی نگید خسته شدم بعد فهمیدم مامانا چقدر خسته می شوند![]()
![]()
![]()
شما اگر کتلت خوردید از مامانتان خیلی تشکر کنید![]()
فقط کتلت نه ها همه غذا ها![]()
خداحافظ![]()
با اون ها دعوا وقهر میکنم![]()
ولی یک ساعت بعد آن ها و خود من می فهمیم چه کار بدی کردیم و دوباره با هم آشتی می کنیم![]()
باهم صحبت می کنیم وشعر می خوانیم![]()
من دعوا و قهر را خیلی بدم می آد ![]()
من می دانم که حتما آن ها هم خیلی بدشون می آد ![]()
خداحافظ![]()
با این که فقط چند روز که تعطیل شدیم![]()
تازه دلم برای مدرسه و کلاسمان تنگ شده![]()
اگر به کسی نگید من با این که مشق را دوست نداشتم خیلی دوست دارم الان بنویسم![]()
من خیلی دلم برای معلمم تنگ شده![]()
نمی دونم همه اون ها چطور![]()
فکر می کنم همینطور![]()

همه بچه ها با التماس از معلممان می خواستند یک شماره تلفن بگیرند ![]()
ولی معلممان شماره نمی داد هر کدام از بچه ها یک چیزی به خانممان می گفتند ![]()
نسترن می گفت خانم خیلی نامردی اونم می گفت همینطوره دخترم ![]()
بچه ها خیلی التماس کردند تا خانم گفت یک شماره تلفن به شما می دهم سه صفر سه نقطه ![]()
بچه ها فردا گفتند خانم ما این شماره را گرفتم حتی ۱۱۰ هم جواب نمی داد ![]()
خانم گفت در هر صورت شماره من همان است که گفتم همه بچه ها ناراحت شدند ![]()
من هم اولش ناراحت شدم ولی بعدا فکر کردم خانم معلم به ما شماره مخابراتی نداد ![]()
ولی یک شماره آسمانی در قلبمان نوشت که تا آخر عمرمان بیاد آن باشیم - سه صفر سه نقطه![]()
خداحافظ![]()
من فکر می کردم که تو امتحان سوال های سختی می آید![]()
ولی رفتم دادم خیلی خیلی آسان بود![]()
من همرو آسان دادم![]()
دیگه استرس نداشتم![]()
امتحان آخری یکم سخت بود ![]()
ولی چون که دقیق خواندم خوب دادم![]()
خدا هم کمکم کرد![]()
خداحافظ![]()
چون که دیگه تطیل بودم و توی خانه راحت می خوابیدم و دیگه شش صبح بلند نمی شدم![]()
من تمام امتحانامو خوب دادم![]()
سیزده خرداد کارنامه من را می دهند و امیدوارم که همرو بیست بشوم![]()
اگر بیست بشوم یک جایزه خوب دارم![]()
خداحافظ![]()
خانممون دوشنبه اومد به همه نمره هاشون گفت![]()
دوشنبه که امروز من امتحان ریاضی دادم![]()
اما آخرین امتحانم جمله نویسی است![]()
من امیدوارم که همرو بیست بشوم![]()
خداحافظ![]()
خیلی آش خوش مزه ای بود![]()
جای همه خالی مخصوصا داداشم![]()
من خیلی آش دوست دارم![]()
مخصوصا نذری عا شقش هستم![]()
یکی آش یکی حلیم![]()
خداحافظ![]()
خیلی ترسیدم رفتم در اتاق قایم شدم![]()
امان از دست این زنبور ها هیچ وقت من ولم نمی کنند ![]()
پدرم هر روز می آمد دنبال من تا مرا برساند خانه امروز که نمی خواست مرا برساند خانه از دست این زنبور آمد خانه ![]()
لطفا به این زنبور ها بگویید این قدر نیان سراغ من که بابایم این قدر نخواهد بیاد خانه ![]()
خداحافظ![]()
امروز من وپدرم به آن جا رفتیم و عکس انداختیم![]()
بعدش که آمدیم یک خانم آمد آنجا و دیدیم گل ها ی شقایق را دارد می کند ![]()
من خیلی عصبانی شدم وچند دقیقه بعد دیدیم هیچی گل دیگر نمانده من خیلی عصبانی شدم ![]()
ولی دیگر کاریش نمیشه کرد ![]()
آن موقع که شقایق ها بودند هم قشنگ بودند و هم همه ی همسایه ها می آمدند وهم لذت می بردند![]()
خداحافظ![]()
درس کوچ پرندگان در کتاب علوم یادم آمد ![]()
پرندگان بخاطر هوای سرد کوچ کرده به مناطق خوش آب و هوا می روند ![]()
من فکر می کنم مجسمه های شهرمان هر چند که از جنس فولاد می باشند بخاطر هوای سرد شهرمان دسته جمعی کوچ کرده و به مناطق خوش آب و هوا رفته اند ![]()
همانطور که معلممان گفته است نگران نباشید وقتی هوای شهرمان خوب شد مجسمه ها هم باز خواهند گشت ![]()
ما هم شاد و خوشحال خواهیم شد![]()
خداحافظ![]()
یک زنبور ناقلا اومد تو کلاس توی ۳۰ بچه نشست روی سر من چون که من از زنبور می ترسیدم جیغ زدم
![]()
تازه همین هم فاطمه صبا دوستم بهم گفت اون هم خیلی از زنبور می ترسید و اون هم جیغ زد ![]()
خانم معلممون با چه زحمتی زنبور را از کلاس بیرون کرد
از من نشنیده بگیرید اگر می توانستیم به خانم زنبور می گفتیم هر روز به کلاس ما بیاید تا بچه ها هم بترسند و هم شادی کنند![]()
خداحافظ![]()
| Design By : RoozGozar.com |













